آرایه کنایه | تدریس و ارایه نمونه های کنایه در زبان فارسی | کلاس اینترنتی ما (مومکا)

کنایه

کلاس اینترنتی ما ( مومکا )  – کنایه در لغت به معنای پوشیده سخن گفتن است و در اصطلاح سخنی است که دارای دو معنی دور و نزدیک است . که معنی نزدیک آن مورد نظر نیست اما گوینده جمله را چنان ترکیب می کند و به کار می برد که ذهن شنونده از معنی نزدیک به معنی دور منتقل می شود. در کنایه الفاظ همه حقیقی اند اما مقصود گوینده معنای حقیقی و ظاهری آن نیست. کنایه معمولا در یک جمله یا یک ترکیب به کار می رود.

آموزش آرایه های ادبی
کنایه
آموزش آرایه های ادبی
کنایه

کنایه سخنی است که دو مفهوم دور و نزدیک دارد و مقصود گوینده، معنای دور آن است. زمانی که درباره ی شخصی می‌گوییم «درِ خانه‌ی او همیشه باز است» معنای نزدیک و آشکارِ جمله این است که «درِ خانه‌ی او همواره گشوده است و قفل و بندی ندارد»؛ امّا مقصود گوینده، بیان صفت بخشش و مهمان نوازی آن شخص است؛ بنابراین، معنای دوم یا دور جمله این است که او شخص مهمان نوازی است؛ به همین سبب، می‌گوییم باز بودنِ درِخانه‌ی فلانی، کنایه از بخشندگی و مهمان نوازی اوست.
– به عنوان نمونه در عبارت «…..بار سوم، رخش به تنگ می‌آید…» به تنگ آمدن، کنایه از خسته شدن و به سُتوه آمدن است.

انگار کشتی هات غرق شده

آه نداره که با ناله سودا کنه

صورتش رو با سیلی سرخ نگه داشته

باز هم دسته‌گل به آب داده

این جملات را همه شنیده‌ایم و گفته‌ایم. کنایه‌هایی که گاه در گفتگوی روزمره باعث رنجش خاطر هم می‌شود. اما برای بیان بعضی از مفهوم‌ها و تعابیر چاره‌ای جز استفاده از کنایه‌ها نداریم.

به‌خصوص اگر بیان موضوعی به‌طور مستقیم سخت باشد. پیش می‌آید که به هر دلیلی آنچه را می‌خواهیم بگوییم به‌طور مستقیم به زبان نیاوریم. در عوض طوری بیان کنیم که به‌طور غیرمستقیم به حقیقتی که در ذهن داریم اشاره می‌کند.

مثلاً برای همه راحت نیست که از فقر و نداری به‌طور مستقیم سخنی بگویند اما به‌صورت کنایی از آه در بساط نداشتن و سرخ کردن صورت با سیلی حرف می‌زنند. یا وقتی می‌خواهیم بگوییم فلانی خسیس است «آب از دستش نمی‌چکد» و وقتی می‌خواهیم از دهن‌لق بودن کسی یاد کنیم «نخود توی دهانش خیس نمی‌خورد» را می‌گوییم.

اما در اصطلاح ادبی سخنی است که دو معنی حقیقی و مجازی دارد.

به قول جلال‌الدین همایی: «کنایه در لغت به معنی پوشیده سخن گفتن است و در اصطلاح، سخنی است که دارای دو معنی قریب و بعید باشد، و این دو معنی لازم و ملزوم یکدیگر باشند. پس گوینده آن جمله را چنان ترکیب کند و به کار برد که ذهن شنونده از معنی نزدیک به معنی دور منتقل شود.»

با این تعریف و به خاطر نزدیکی زیاد مجاز و کنایه به هم ممکن است جایی آن‌ها را از هم تشخیص ندهیم. با اینکه خیلی از قدما کنایه را نوعی مجاز می‌دانند اما می‌توان تفاوت‌های ظریفی برای آن‌ها پیدا کرد. ازجمله اینکه در مجاز همیشه قرینه‌ای وجود دارد که ما را به سمت معنای حقیقی می‌برد و اینکه مجاز در واژه خودش را نشان می‌دهد و کنایه در ساختار کلام. به‌این‌ترتیب شاعر هم زمانی که نخواهد یا به هر دلیلی نتواند منظور خودش را صریح بیان کند از کنایه استفاده می‌کند.

برای مثال در این شعر شهریار:

شب است و چشم‌به‌راه ستارهٔ سحرم

که تا سپیده‌دم امشب ستاره می‌شمرم

چشم‌به‌راه بودن کنایه‌ای است از انتظار.

می‌توانیم بگوییم کنایه بیانی غیرمستقیم و قابل‌تأمل است که خیال‌انگیزی و جنبه‌های هنری شعر را بالا می‌برد.

مثل استعاره یا دیگر صنایع ادبی به ساده کردن مفاهیم سخت و دشوار کمک می‌کند.

شاعران همیشه با بیان غیرمستقیم ذهن خواننده را به چالش می‌کشند.

اصولاً آنچه برای خواننده لذت و شگفتی ایجاد می‌کند همین تلاش برای فهمیدن منظور و مقصود شاعر است.

شاعر با استفاده از کنایه علاوه بر ایجاد ابهام و نقاشی زبان به قول سنچولی عواطف خود را هنرمندانه‌تر و مؤثرتر بیان کند.

کنایه‌هایی که در شعر به کار می‌رود ممکن است برای همه ما آشنا نبوده و شاعر با ذوق و هنر خود آن‌ها را ساخته باشد.

با هم نمونه‌هایی از کنایه در شعر فارسی را مرور کنیم:

چرا تا شکفتم

چرا تا تو را داغ بودم نگفتم

چرا بی‌هوا سرد شد باد

چرا از دهن حرف‌های من افتاد؟

قیصر امین پور

از دهن افتادن کنایه از بی‌فایده و بی‌خاصیت شدن است.

آموزش آرایه های ادبی
کنایه

انواع کنایه ها

🌸 آب از آب تکان نخوردن :
کنایه از آرامش ، بدون نگرانی

🌸 آب از آسیاب افتادن :
آرامشی برقرار شد، سرو صدا خاموش شد

🌸 آب از سر گذشتن :
امید نداشتن به پایان آمدن امری

🌸 کج دار و مریز :
کنایه از ملاحظه کاری و احتیاط

🌸 آهودل ، گاو دل :
کنایه از فرد ترسو

🌸 کسی به کسی نیست :
کنایه از آشفتگی اوضاع

🌸 آتش پاره :
کنایه از فرد شرور

🌸 آسمان جل :
کنایه از فرد فقیر

🌸 ورور جادو :
کنایه از آدم پرحرف

🌸هزار میخ :
کنایه از آسمان پرستاره

🌸پا در هوا :
کنایه از کاری بی اساس و ناپاپدار

🌸اجل معلق :
کنایه از خطری که هر لحظه ممکن است فرا رسد

🌸خانه خراب شدن :
کنایه از بدبخت

🌸نانکور:
کنایه از حق نشناس

🌸چپ اندر قیچی:
کنایه از کار آشفته و بی نظم

🌸دامن گستر :
کنایه از فراگیرنده و وسعت دهنده

🌸نطقش کور شدن:
کنایه از براثر گفتگو وجنجال سخن کسی قطع شدن، از ادامه صحبت بازماندن.

🌸میان دعوا نرخ معین می کند:
کنایه از مقصود خود را در موقعی نامناسب و غیر منتظره بیان داشتن

🌸میان دعوا حلوا خیر نمی کنند:
کنایه از منتظری در حین دعوا و زد و خورد حرف خوش و خوردنی نثار هم کنند، نتیجه دعوا خسارت و زیان است.

🌸میان دعوا اوقات تلخی نکن:
کنایه از به شوخی، چون کسی خشمگین گردد و بنای بد حرفی بگذارد برای آرام کردن و خندانیدن او چنین می گویند.

🌸میان حرف کسی دویدن:
کنایه از حرف کسی را بریدن، به میان حرف کسی حرف آوردن

🌸میان تهی تر از طبل:
کنایه از شخص پرمدعا و بی هنر

🌸میان بستن:
کنایه از برای انجام کاری آماده شدن

🌸میان دو سنگ آرد خواستن:
کنایه از آدم طمعکاری است، در پی سودجویی و استفاده است.

🌸میان زمین و آسمان ماندن:
کنایه از سرگردان کار خود بودن ، سرگشته و حیران ماندن

🌸میان دو نفر را بهم زدن:
کنایه از ایجاد نفاق و کدروت بین دو نفر

🌸چرتش پاره شده :
کنایه از یکه خوردن و بسختی پریدن از خواب

🌸چراغ هیج کس تا صبح نسوزد:
کنایه از روزهای خوش و خوشبختی های انسان دایمی و پایدار نیست.

🌸چراغ پای خودش را روشن نمی کند:
همانند:کوزه گر از کوزه شکسته آب می خورد.

🌸چر اندر چار گفتن:
کنایه از سخنان بی معنی و بی سروته گفتن ، یاوه گویی کردن

🌸چاه نکنده منار دزدیدن:
کنایه از بدون تهیه نقشه و مقدمات امر دست به کار شدن.

🌸چشم آب نخوردن:
انتظار درست شدن کاری را نداشتن ، باور نکردن

🌸چشمت را درویش کن:
نظرپاک باش و حرمت را نگهدار، شتر دیدی ندیدی.

🌸چشم بسته غیب گفتن:
سخن گفتن از بدیهیات ، صبحت چیزی که شنونده قبلا از آن اطلاع دارد.

🌸چشمت روز بد نبیند:
همان بهتر که نبودی و ندیدی که چقدر تاثرآور بود.

🌸چشم کسی آب نخوردن:
تصور انجام کاری یا امری را مشکل دانستن، امید نداشتن

🌸کاسه چه کنم در دست داشتن:
دچار درماندگی و سرگردانی بودن، همیشه از بخت خود شاکی بودن.

🌸کاسه و کوزه را سرکسی شکستن:
دق دلی خود را به سرکسی خالی کردن.

🌸کاسه و کوزه کسی را بهم زدن:
وسایل زندگی کسی را بهم زدن، سبب آزار و اذیت کسی شدن

🌸کاسه همان کاسه است و آش همان آش:
چیزی تغییر نیافته و کارها برهمان منوال پیشین است.

🌸کاش پاهایم شکسته بود:
اگر می دانستم نتیجه کار اینطور است هرگز نمی رفتم.

🌸کاش دوقلو بودی:
به شوخی، خودت تنها اینقدر لوس و بی مزه بودی.

❤️کاسه از آش گرمتر:
به دلسوزی بیش از اندازه تظاهر کردن

🌸کاسه ای زیر نیم کاسه بودن:
سرّی در پشت پرده وجود داشتن، راز مهمی در کار بودن

🌸کاسبی کاه سابی است:
به اندک سود و خرید و فروشی قانع است.

🌸کار یک شاهی صنار نیست:
آن طور هم که تصور کرده ای کار آسانی نیست.

🌸کاری را پخته کردن:
مقدمات انجام و اجرای کاری را فراهم کردن

🌸کار یکبار اتفاق می افتد:
در هر کاری باید شرط احتیاط و پیش بینی را فراموش نکرد.

🌸کار و بارش چاق بودن:
دارای ثروت ومال فراوان بودن، همانند: دماغش چاق بودن

🌸کاری بکن بهر ثواب ، نه سیخ بسوزد نه کباب :
اگر واسطه کار خیری هستی انصاف و عدالت و حق را رعایت کن.

🌸میخ دوز شدن (میخکوب شدن) :
محکم در جای خود ماندن، بشدت مات و مبهوت شدن.

🌸میخ دو شاخ برزمین فرو نرود :
با دوگانگی و نفاق، کاری از پیش نمیرود و منافع مشترک را از بین میبرد.

🌸میخش قایم است :
اساس کارش استوار است، پشتیبانش پر زور و قوی است.

🌸میخ طویله پای خروس :
کسی که قد کوتاه و پستی دارد، آدم قد کوتاه

🌸میخواهد از آب بگذرد و پایش هم تر نشود :
در پی سودجودیی می افتد ولی کمترین زحمت و خرجی را متحمل نیست.

لینک صفحه های مهم و مرتبط و پیشنهادی سایت 

صفحه کلاس اینترنتی ما ( مومکا ) در آپارات – ورود به صفحه

کتاب فارسی نگارش ششم ابتدایی ( سال تحصیلی ۱۴۰۰-۱۳۹۹ ) – دانلود

کتاب فارسی خوانداری ششم ابتدایی ( سال تحصیلی ۱۴۰۰-۱۳۹۹ ) – دانلود

صفحه مربوط به مطالب فارسی خوانداری ششم ابتدایی – ورود به صفحه

صفحه مربوط به مطالب فارسی نگارش ششم ابتدایی – ورود به صفحه

ورود به کلاس اینترنتی ما (مومکا) – ورود به صفحه

ثبت نام در کلاس اینترنتی ما (مومکا) – ورود به صفحه

مقالات مرتبط

1 1 vote
ارزش و کیفیت مطلب
guest
1 دیدگاه
Inline Feedbacks
مشاهده تمام نظرات
اشکان

سلام

1
0
دوست دارید عقاید خود را با دیگران به اشتراک بگذارید؟x
()
x